RSS
 

راهبردها برای انتخابات ۹۲ چیست؟

۳۰ اردیبهشت

انتخابات‌ها اگرچه یک فضای تبلیغات محدود و تعیین شده در قانون انتخابات دارند؛ اما زمینه حضور نامزد‌ها در افکار عمومی به طور معمول از مدت‌ها قبل به صورت روشهای غیر مستقیم فراهم می‌گردد. این امر در خصوص انتخابات ریاست جمهوری بسیار برجسته‌تر انجام می‌شود، خاصه در مقطع پایان دو دوره رئوسای جمهور. به عنوان نمونه نامزد شدن یا نشدن چهره‌های ریاست جمهوری انتخابات ۱۳۷۶، در سال ۱۳۷۵ به صورت کامل مشخص شد و حتی میرحسین موسوی برای اعلام «عدم حضور» خود شش ماه مانده به انتخابات بیانیه صادر کرد.
این فرآیند برای انتخابات ۱۳۹۲ اما بسیار زودهنگام‌تر رخ داد. محسن رضایی و مهدی کروبی، رقیبان محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ۱۳۸۴ در ۱۳۸۸ هم به رقابت با او پرداختند؛ اما برای اغلب آشکار بود که مردم رییس جمهور‌ها را برای دو دوره انتخاب می‌کنند و از این رو همواره در رسانه‌ها، جلوه‌ای از تداوم برخی رقابت‌ها ۸۴ برای پایان دو دوره متجلی بود و شاید تبلیغات انتخابات ۹۲ از چهارم  تیر ۸۴ آغاز شد.
اینک با پایان انتخابات مجلس شورای اسلامی رقابتهای ریاست جمهوری روی دور تندتری قرار گرفته است و هفته‌ای نیست که رسانه‌ها از برخی تعاملات سیاسی پیرامون چهره‌های مختلف سخن نگویند. در این میان شاید قالیباف، محسن رضایی و علی لاریجانی پیشتاز باشند. هر چند اخیرا زیباکلام در گفتگو با هفته نامه شما خبر از احتمال اجماع اصلاح طلبان بر روی قالیباف را داد، اما بعید است هیچ یک از این سه نفر، در میان اصولگرایان اقبال جدی داشته باشند.

بازگشت اصلاح طلبان؟
ترسیم افق نهایی رقابت انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، پیش از آنکه در گرو نام چهره‌ها باشد؛ در گرو راهبردهای گروه‌های سیاسی است.
اصلاح طلبان که سالهای طولانی بر کرسی قدرت نشسته بودند و برای تصاحب مجدد آن در سال ۸۸، طیفی از ناشکیبایی سیاسی تا شورش مسلحانه را در پیش گرفتند، یکی از اضلاع مورد رصد برای رقابتهای ۹۲ هستند.
درباره چگونگی حضور اصلاح طلبان خبرهای گوناگونی می‌رسد. برخی خبر‌ها حکایت از حضور تمام قد خاتمی به عرصه دارد، برای رهبری طیفی از اصلاح طلبان که معتقد به ضرورت بازگشت به مسیر دموکراسی برای تصاحب قدرت هستند. اواخر فروردین بود که یک سایت خبری نوشت: شنیده‌ایم آقایان کمال خرازی، محمد رضا عارف و صادق خرازی دیدارهایی را با محمد خاتمی درباره نحوه حضور اصلاح طلبان در عرصه‌های سیاسی سال جاری و برنامه ریزی جهت حضور در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم داشته‌اند و در ادامه این خبر به نام کمال خرازی و عارف اشاره شده بود.
برخی خبرهای دیگر از تلاش اصلاح طلبان برای تشکیل یک دولت وحدت ملی با حضور گرایشهای مختلف دارد. فومنی دبیر کل جبهه مردمی اصلاحات با اشاره به ارائه پیشنهاد محوریت هاشمی، سید حسن خمینی و خاتمی برای پیشبرد این طرح و اعلام شش نامزد در همایش اصلاح طلبان برای این منظور در آینده نزدیک خبر داد.
خبرهای دیگر از احتمال وجود بیش از یک نامزد از سوی اصلاح طلبان حکایت می‌کند؛ هرچند گزینه چهارم هم خارج از انتظار نیست که در صورت دریافت امکان رخ دادن یک شکست بزرگ اصلاح طلبان معتقد به دموکراسی! ترجیح به سیاست مشابه مجلس گرفته و سیاست شرکت در انتخابات و عدم معرفی نامزد را در پیش بگیرند.

وحدت یا رقابت؟
طبعا حضور یا عدم حضور نامزد جدی از سوی اصلاح طلبان اثر مستقیمی بر تصمیم اصولگرایان برای چگونگی حضور خواهد داشت. در شرایط موجود با توجه عدم حضور پررنگ اصلاح طلبان در انتخابات گذشته؛ اصولگرایان هنوز آرایش وحدت برای ریاست جمهوری را نگرفته‌اند. با این وصف چهار گزینه پیش روی اصولگرایان متصور است.
۱- حضور متکثر و رقابتی: این گزینه که بدون دردسر‌ترین گزینه پیش رو است، محتمل‌تر از دیگر گزینه‌ها نیز هست. در این شیوه اگر تعدد نامزد‌ها در برابر وحدت رقبای اصولگرایان (اعم از گروه انحرافی یا اصلاح طلبان) باشد؛ ممکن است به نتیجه نامطلوبی دست یابد.
۲- حضور متحد و یکپارچه: این گزینه به صورت مطلق اگرچه قدری دور از انتظار است؛ اما با یک وحدت نسبی و کاستن نامزد‌ها به ۲ چهره در دسترس‌تر به نظر می‌رسد. در صورت اتخاذ این راهبرد از سوی اصولگرایان طبیعتا نقش ساز و کارهایی شبیه به آنچه در انتخاباتهای گذشته به عنوان شورای مرکزی وحدت آفرین شاهد بودیم، باید در اسرع وقت شکل گرفته و پیش از آنکه قطعی شدن نامزدی برای چهره‌ها رخ دهد، گامهای اولیه را بردارد. هرچند نتایج رایزنی‌ها برای وحدت در انتخابات ۸۴ ممکن است افق این وحدت را تیره نماید.
۳- حضور متکثر منتهی به وحدت: این شیوه در انتخاباتهای غربی متداول‌تر است. نامزدهای گوناگون از یک طیف فکری به عرصه رقابت با یکدیگر وارد می‌شوند و در ‌نهایت با مشخص شدن نتیجه نظرسنجی‌ها؛ همه به نفع نامزد دارای اقبال بیشتر کنار می‌کشند.
آسیب عمده در اتخاذ این راهبرد تا کنون، فقدان یک سازوکار مورد قبول همه طرفهای حاضر در گفتمان اصولگرایی برای سنجش افکار عمومی است. شاید بتوان امید داشت در این دوره کمیته وحدت بجای تمرکز بر نام نامزد‌ها برای وحدت بر ایجاد وفاق در شکل گیری یک کمیته سنجش افکار عمومی مورد قبول همه طرف‌ها متمرکز گردد. در صورت انتخاب این راهبرد می‌توان مدتی پیش از انتخابات رقابت‌ها را شکل داد و نامزد برگزیده شده از سوی افکار عمومی به عنوان نامزد قانونی ثبت نام نماید (که این روش شاید به دلیل تبلیغات زودهنگام با قانون فعلی نوعی تخلف انتخاباتی باشد) و نیز می‌تواند نقطه وحدت را در روزهای پایانی تبلیغات قانونی و با انصراف نامزد‌ها به نفع نامزد ارشد سامان دهد (که البته احتمال عدم انصراف با افزایش شور انتخاباتی در ستاد‌ها و باور اغلب نامزد‌ها به پیروزی به صورت فزاینده‌ای افزایش خواهد یافت)  شاید مکانیسم‌های دیگری نیز برای این شیوه قابل دستیابی باشد؛ اما در کنار اعتقاد همه اصولگرایان به ضرورت ممانعت قدرت یابی اصلاح طلبان و گروه انحرافی، با توجه به گستردگی اختلاف سلایق میان چهره‌های مطرح، وصول به نامزد واحد بسیار دور از انتظار به نظر می‌رسد و شاید راهکار انتخاب دو نامزد ارشد میان مجموع نامزد‌ها نیز قابل تأمل باشد.

مدل مدودف – پوتین
انتخابات ۹۲ یک تفاوت آشکار دیگر نیز با انتخاباتهای گذشته دارد. رسانه‌ها مدت طولانی از اراده مستحکم رییس دولت برای ادامه کار در قوه مجریه خبر می‌دهند؛ گزاره‌ای که نشانه‌هایی برای تایید آن وجود دارد.  اصلی ترین چهره‌های مطرح شده برای این مدل چهره‌های شاخص گروه انحرافی بوده‌اند که با توجه به سابقه عملکرد سیاسی، اقتصادی و… آن‌ها و نیز مواضع ویژه‌شان بعید به نظر می‌رسد بتوانند از زیر ذره بین دقیق شورای نگهبان، عبور کنند. اما نمی‌توان از نظر دور داشت که مدل الگو گرفته شده از روسیه که رییس جمهور برای ۴ سال به عنوان معاون اول خدمت کرده و بار دیگر به عرصه انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ وارد شود؛ متوقف بر چهره‌های شاخص گروه انحرافی نیست!

-

پ.ن: برای بررسی گزینه های مطرح شده تا کنون می توانید اینجا کلیک نمایید.

 خاصه در مقطع پایان دو دوره رئوسای جمهور و برای انتخابات ۱۳۹۲ بسیار زودهنگام تر شاید از چهارم  تیر ۸۴ رخ داد.

 

نسخه رهبری برای وحدت/ ویژه منکرین نظر امام خامنه ای

۱۲ اردیبهشت

این روزها برخی مرتب مباحثی را پیرامون دروغ بودن این موضوع که رهبری معتقد به وحدت اصولگرایان بوده اند مطرح می کنند تا اساس جبهه متحد اصولگرایان را زیر سوال ببرند. طبیعتا طبق نظر صریح رهبری ما به شایعات پیرامون مباحث جلسات خصوصی و دو نفره نباید استناد کنیم؛ نظرات صریح و منتشر شده از ایشان در این زمینه به اندازه کافی قابل رجوع است. ایشان در جمع همان کسانی که به رغم همه دعوتها و تلاشها حاضر به وحدت نشدند؛ به صراحت فرموده بودند “در این مجموعه معتقد به ارزش‌ها و اصول هم معتقد به وحدتیم؛ این را باید حفظ کرد، ولو با یک اغماض‌هایی… یک جاهایی باید برخی اغماض‌ها را برای یک مصلحت بزرگ‌تری انجام داد؛ که حالا در این مورد بحث ما، مصلحت اتحاد و اتفاق و با هم بودن و یک حرف زدن و یک صدا داشتن و اینهاست.”

نکته جالب این است که این سخنان در دیماه ۸۸ زمانی که هنوز کسی از ضرورت اغماض و وحدت سخن نمی گفت و در جمع کسانی بیان شده که در نهایت مانع از اجماع کامل اصولگرایان شدند (فراکسیون انقلاب یا جبهه پایداری). به گمان من خود این سخنان سندی دیگر بر آینده نگری رهبری است که بارها با چندین سال فاصله بر ما اثبات شده است و نیز یکی از برگهای پرونده دوستان در میزان ولایت پذیری است.

فرازهایی از آن دیدار را در ادامه می آورم و اگر تمایل به مشاهده متن کامل بودید، می توانید از این محل دریافت کنید (+)

فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از نمایندگان  ۲۱ دی ماه ۱۳۸۸

*در روایات بعد از رحلت پیغمبر، درباره بعضی از بزرگان آمده است: «حاص حیصة ثمّ رجع»؛ یعنی خیلی از آن خوب‌ها یک تکانی خوردند. بعد البته گذر زمان و هدایت‌های نفسِ‌گرمی مثل امیرالمومنین اینها را به راه برگرداند؛ والّا اینجور نبود که انسان خیال کند حالا همه آن اصحابی که از نظر ما اینها ستاره‌های درخشانی هستند- و واقعاً هم هستند- بی‌عیب و بی‌نقص بودند؛ نه، بالاخره از این‌جور اشکالات را باید انتظار و توقع داشت؛ پیش می‌آید. یک مقداری باید تحمل کرد، یک مقداری بایستی پذیرفت …

* اگر منکری می‌بینید، نهی از منکر کنید؛ اگر چنانچه معروفی هست که زمین مانده، امر به معروف کنید؛ اما این موجب نشود که آدم این منکر را یا این نقطه منفی را بهانه قرار بدهد و راهش را جدا کند، یا فرض کنید که فاصله ایجاد شود، یا تعارض کند، یا تخریب کند؛ کمااینکه بعضی‌ها هم همین‌جورند.

* این مجموعه اصولگرا و انقلابی که امروز در مجلس هستند و بحمدالله در کشور هم اکثریت قاطعی دارند- به دلیل همین انتخابی که انسان می‌بیند انجام گرفته؛ خوب، این نشانه این است که مردم این جهت‌گیری و این راه را دوست می‌دارند- حتی المقدور نگذارید متشتّت شود. این وحدت مهم است.

* در سایه همین یک صدا داشتن، ای بسا بتوان همان کسی را که شما می‌گویید این مواضع را گرفته- که نباید می‌گرفت- نزدیک کرد به مواضعی که مورد نظر شماست.

* البته ما در سطح کشور هم معتقد به وحدتیم، در این مجموعه معتقد به ارزش‌ها و اصول هم معتقد به وحدتیم؛ این را باید حفظ کرد، ولو با یک اغماض‌هایی. بعضی از اغماض‌ها ممکن است اعتراض برخی دیگر را متوجه انسان بکند؛ خوب، بکند؛ ولی آدم باید ببیند حق چیست. یک جاهایی باید برخی اغماض‌ها را برای یک مصلحت بزرگ‌تری انجام داد؛ که حالا در این مورد بحث ما، مصلحت اتحاد و اتفاق و با هم بودن و یک حرف زدن و یک صدا داشتن و اینهاست.

* در سایه همین یک صدا داشتن، ای بسا بتوان همان کسی را که شما می‌گویید این مواضع را گرفته- که نباید می‌گرفت- نزدیک کرد به مواضعی که مورد نظر شماست.

* راجع به افراد و گروه‎‎ها جمع‎بندی داشته باشید، کار خوب و بد را جمع‎بندی کنید و برآیند آن را ببینید چقدر به‎نفع انقلاب است. «من این را بار‎ها گفتم، ما اثبات یا نفی‎مان نسبت به اشخاص ناشی است از جمع بندی‎ای که ما داریم…تذکرتان را بدهید، نهی از منکر اگر منکری می‎بینید بکنید، امر به معروف اگر چنان‎چه معروفی هست که زمین مانده بکنید. اما این موجب نشود که این منکر را یا این نقطه منفی را آدم بهانه قرار بدهد و راهش را جدا کند یا فرض کنید که فاصله ایجاد بشود یا تعارض کند یا تخریب کند کما این‎که بعضی‎ها هم همین‎جورند… . این اشکالات برخی هست. برخی کوچک هم نیست، ممکن است بزرگ هم باشد منتها در عین‎حال باید جمع‎بندی را ملاحظه کرد.

 
۴ دیدگاه

نوشته شده در دسته انتخابات, وحدت

 

لیستی رای دادن یا ندادن

۱۱ اردیبهشت

لیستی رای دادن یا ندادن؛ در انتخابات این دوره برای بسیاری مسئله این بود. یکی از ابهاماتی که در این دوره از انتخابات مطرح می گردید، تصریحات امام خمینی و امام خامنه ای بر ضرورت شناخت نامزدها از یک سو بود و از سوی دیگر به میدان آمدن چهره های برجسته در مکتب امام (همچون حضرات آیات مهدوی کنی، محمد یزدی و …) و ارائه فهرست و تصریح بر رای دادن کامل بدان بود.

به نظر می رسد برای واکاوی این امر باید یکی دو گام به عقب رفته و با اندک فاصله ای صورت مسئله را بازخوانی کرد. در انتخابات شهروندان در پی انتخاب نماینده ای هستند که وظیفه اصلی او قانون گذاری است. قانونی که پس از تایید شورای نگهبان بنابر فتوای بسیاری از مراجع عمل بدان واجب شرعی است. بدین ترتیب نمایندگان در پی نوشتن قانونی هستند که حلال و حرام و مستحب و مکروه بر آن می توان نسبت داد. این امر حاصل یک راهبرد کلان است که شهید مدرس تبیین و امام خمینی بدان تاکید مکرر داشت که “دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ما است”.

با این وصف شاید بتوان برای فهم بهتر شرایط از فرمول فقهی برای تبیین موضوع استفاده کرد.

در امور تکالیف الهی همه مکلفین موظف به کشف وظیفه شرعی هستند. در این مسیر افراد یا خود مجتهد هستند ( و توان فهم و شناخت تکلیف را بر اساس نقل و عقل دارند) و یا در صورت عدم تخصص باید تقلید کنند. اما این تقلید از هر مجتهدی مجاز نیست. تقلید تنها از مجتهد اعلم جامع الشرایط جایز است.

با این وصف تکلیف مجتهد اعلم و مقلدین مشخص است. اما مجتهدان غیر اعلم تکلیفی متمایز دارند. آنها در هنگام عمل به وظیفه فردی مجاز به تقلید نمی باشند (مگر از حکم حکومتی ) و باید خود وظیفه شرعی را دریابند و در هنگام دعوت دیگران به انجام فرائض دینی موظف به دعوت به عمل بر اساس فتوای مجتهد اعلم هستند. به عنوان نمونه مجتهدی که بر اساس استنباط از طرق شرعی به حرمت اقامه نمازجمعه در عصر غیبت رسیده است؛ نمازجمعه را بر خود حرام می داند؛ اما باید مقلدین مراجع تقلیدی که فتوای به وجوب تخییری نمازجمعه در عصر غیبت داده اند را به اقامه این فریضه الهی امر به معروف کند. بی شک این ناشی از نفاق نیست و حاصل عمل به دو تکلیف متمایز است.

در مقام مقایسه در عرصه کشف اصلح در میان نامزدهای انتخابات و رای دادن به آنها نیز می توان مردم را به دو دسته کلی تقسیم کرد. نخست آنها که شناخت کافی دارند و به عبارتی محتهد سیاسی هستند ( و البته همانطور که نمی توان به راحتی خود را مجتهد فقهی تلقی کرد؛ نباید بر اساس برخی اطلاعات ناقص خود را مجتهد سیاسی شناخت) و گروه دوم کسانی که فاقد شناخت کافی هستند. بر اساس رهنمود امام خامنه ای در دیماه سال گذشته در چنین شرایطی باید مردم به کسانی رجوع کنند که نظر آنها برایشان حجت شرعی در برابر خداوند ایجاد می کند. به عبارت مشابه سازی شده در این یادداشت؛ باید به مجتهد اعلم سیاسی مراجعه کنند. در این میان کسانی که خود را مجتهد می دانند نیز قطعا بین نظر خود و نظر اعلم باید وظیفه شرعی را در توصیه به مجتهد اعلم دنبال کنند.

در این مرحله باید گفت در سیاست برخاسته از فقاهت کدام مرجع سیاسی بهتر از نهادهای معتبری همچون جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران است؟ با بیانیه اخیر این دو جامعه آیا تردیدی در خصوص حجت شرعی باقی مانده است؟ به نظر می رسد حجت شرعی در رجوع به نظر جامعتین بوده و کسانی که خود در برخی مصادیق به دلایل یقین آور برای خود نیز به گزینه ای غیر از گزینه های مورد تصریح در فهرست مورد حمایت جامعتین رسیده اند؛ در مرحله تبلیغ باید نظر مجتهد اعلم را تبلیغ نمایند و نه نظر خود را، که چه بسا بسیاری از باریک بینی ها در منظر دید آن بزرگان بوده باشد که در نگاه افرادی با شرایط پایین تر مورد غفلت قرار گرفته باشد.

اما شبهه نهایی در این میان قرار گرفتن در میان نظر دو مجتهد اعلم یا اجتماع دو گروه از مراجع است. در این میان اگر حتی به تساوی وزن دو گروه فتوا دهنده برسیم ( که به جهت تعدد مجتهدین و سوابق چنین امری محل تأمل است) در میان دو فتوا تفاوتی آشکار قابل مشاهده است. جامعتین در چند بیانیه به امضای دو دبیرکل (حضرات آیات یزدی و مهدوی کنی) به رای کامل به فهرست جبهه متحد اصولگرایان نظر صریح داده اند و در نقطه مقابل نظری مبتنی بر حمایت گفتمانی و نه مصداقی صادر شده و حتی از چند تن از نزدیکان آیت الله مصباح یزدی عبارتی نقل شده است که آن بزرگوار برخی از نامزدها را اساسا نمی شناسند تا بخواهند مصداقی اظهار نظر نمایند (آخرین نمونه جلسه مناظره حبیبی-روانبخش). اگر بخواهیم از متشابه این وضعیت در عرصه فقهی بهره بریم امر دایر بین انتخاب میان فتوای صریح و احتیاط واجب است و قطعا در این میان رجوع به فتوای صریح اولویت خواهد داشت.

پانوشت: این نوشته را اواخر اسفند نوشته ام و به برخی ملاحظات دیرتر و تنها در وبلاگ منتشر کردم. بیشتر ارزیابی خودم در خصوص تکلیف ما اهالی رسانه است که خودمان خیلی از نامزدها را می شناسیم و گاهی برای تبلیغ فهرستها دچار تعارضات ذهنی هستیم.
خوشحال می شوم بخوانید و اگر دوستی نقدی بر نوشته ام داشته باشد مزید امتنان است.

 
۷ دیدگاه

نوشته شده در دسته انتخابات, وحدت

 

جای خالی دیوان محاسبات در بصیرت افزایی

۲۲ دی

مقام معظم رهبری در دیدار با مردم قم در سالروز قیام ۱۹ دی بخشی را به انتخابات پیش رو اختصاص دادند که فراز به فراز آن طبیعتا راهگشای امت در مسیر انتخابات خواهد بود. یکی از این فراز‌ها به موضوع مهمی اشاره داشت که پیش‌تر نیز مورد تصریح برخی نهادهای رسمی نظام قرار گرفته بود که در راس آن خطبه‌های نمازجمعه دبیر محترم شورای نگهبان می‌باشد که هشدار داده برخی برای تبلیغات در انتخابات از مدت‌ها قبل هزینه‌های مالی بی‌حساب کرده‌اند و «مناطق آزاد و بخش‌هایی که هزینه‌ها حساب و کتاب ندارد و به هر شیوه‌ای بخواهند می‌توانند هزینه‌ها را کم و زیاد کنند» را منبع برخی از این پول‌ها اعلام کرده بود. ۱
اینک ورود رهبر فرزانه انقلاب به این مقوله مشخصه ضرورت بررسی ابعاد این مهم را نمایان کرد. آنجا که امام خامنه‌ای پس از تصریح بر دقت در هزینه‌های انتخاباتی و تذکر اینکه «آن نماینده‌ى مجلسى که با پول فلان شرکت و فلان کمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بیاید، مجبور است آنجائى که آن‌ها لازم می‌دانند، قانون جعل کند» یادآور شدند «کسى بیاید از پول بیت‌المال مصرف کند، براى اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اشکال مضاعف دارد. این‌ها را باید مردم مراقب باشند. البته هر کسى را هم نمی‌شود متهم کرد. بگوئیم آقا این وابسته‌ى به فلان‌جاست، این وابسته‌ى به فلان کس است، این فلان پول را خرج کرده؛ باید این‌ها هم روشن شود، باید ثابت شود.»
آنچنان که مشهود است در چنین حالتی اشکال نخست این رویکرد وابستگی نماینده‌ای که قرار است وکیل مردم باشد به فرد پرداخت کننده از بیت المال است و اشکال دوم تصرف غیر مجاز در مالی که حق عموم مردم است. نامه‌ای در نهج البلاغه درج گردیده که از پیمانهاى امیرالمومنین علیه السلام است از یکى از کارگزارانش زمانى که او را براى جمع آورى زکات فرستاد، اخذ شده است. در این نامه حضرت خطاب به وی می‌نویسند: “بدا به حال کسى که فقرا و مساکین و سائلان و محرومانِ از حق و ورشکستگان و از راه ماندگان در پیشگاه خداوند شاکى و دشمن او باشند! و کسى که امانت را سبک شمارد، و به آن خیانت ورزد، جان و دینش را از آن پاک نکند خود را در دنیا به ذلّت و خوارى انداخته، و در آخرت خوار‌تر و رسوا‌تر خواهد بود. و قطعاً بزرگ‌ترین خیانت، خیانت به ملّت، و رسوا‌ترین تقلّب تقلّب با پیشوایان اهل اسلام است. “۲
از جمله دغدغه‌هایی که این روز‌ها به مطبوعات کشیده شده است؛ آغاز برخی برنامه‌های پرهزینه از بیت المال است که شائبه انتخاباتی بودن آن‌ها بسیار جدی است. همایش‌هایی که با هزینه‌های سرسام آور همچون اعزام میهمانان با هواپیمای چار‌تر و اسکان در هتل‌های گران قیمت برگزار شده و برگزار کنندگان تامین بودجه آن را از سوی کسانی عنوان نموده‌اند که دسترسی آزادی به بیت المال مسلمین دارند.
در این مختصر قصد ارائه کیفرخواست و محاکمه جریان و گروه خاصی نیست؛ هدف تذکری است که همه اضلاع رقابت را شامل می‌شود و آن دقت در تامین هزینه‌های انتخاباتی است. هزینه‌هایی که در یک محاسبه سریع نیز در برخی موارد‌گاه چندین برابر درآمد کل دوره نمایندگی مجلس بوده است. در این میانه باید از نقش ویژه دستگاهی نام برد که کمتر در این عرصه مورد مطالبه قرار گرفته است.
دیوان محاسبات کشور که مؤسسه‌ای مستقل زیرنظر مجلس شورای اسلامی است و وظیفه رصد چگونگی هزینه کرد بودجه‌های کشوری را بر عهده دارد و باید بر واریز همه درآمدهای به خزانه و هزینه کرد آن‌ها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون (به موجب اصل ۵۳ قانون اساسی) اشراف داشته باشد و بر اساس اصل ۵۵ قانون اساسی موظف است حسابرسی نماید تا «هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد.»  بر اساس تعریف اخیر امام خامنه‌ای «بصیرت یعنى گم نکردن و اشتباه نکردن راه، دچار بیراهه‌ها و کجراهه‌ها نشدن، تأثیر نپذیرفتن از وسوسه‌ى خناسان و اشتباه نکردن کار و هدف» و لازمه این امر کسب اطلاعات صحیح برای شناخت راه از بیراهه است.
اینک که دبیر شورای نگهبان قانون اساسی خبر از صرف بودجه‌های بیت المال در مسیری غیر از مصوبات بودجه می‌دهد و رهبر فرزانه انقلاب ضمن تذکر آنکه مسیر قانونی در انتساب صرف بیت المال باید طی شود، در خصوص دقت در این زمینه هشدار داده‌اند؛ باید از نهاد مسئول در این زمینه خواست که طبق اصل ۵۵ قانون اساسی گزارش این تخلفات در معرض افکار عمومی قرار داده شود تا ضمن دقت نهادهای نظارتی، مردم نیز در مسیر انتخاب خود بتوانند بصیرت لازم در شناخت نامزد صالح از غیر را به دست آورند.

پانوشت:
۱- خطبه‌های آیت الله جنتی ۶ آبان ۱۳۹۰
۲-  نامه ۲۶ از نهج البلاغه با ترجمه شیخ حسین انصاریان

 

رمز رخنمایی حقیقت در نهم دیماه

۰۸ دی

امام خامنه‌ای در روزهای تلاش دشمن برای ایجاد آشوب پس از انتخابات ۸۸، دو تعبیر عمیق در خصوص حوادث آن مقطع داشتند. نخست استفاده از تعبیر «فتنه» بود و دیگری تذکر آنکه تنها سخن گفتن خواص در زمان فتنه نیست که مورد سوال قرار خواهد گرفت؛ بلکه «سکوت» نیز مورد سوال قرار خواهد گرفت و به نقش ویژه عمار در جنگ صفین اشاره فرمودند؛ نقشی که پس از شهادت عمار یاسر سبب گردید مولای متقین با سوز جگر ناله سر دهد که «أین عمار»
امام خامنه‌ای در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری در مهرماه ۱۳۸۸ فرمودند «گاهى سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستى روشنگرى کنند؛ همه بایستى بصیرت داشته باشند.» اما برای شکستن مهر سکوت و بیان حق بسیاری دچار حیرت گردیدند.
در لحظات حیرت سیره ائمه برای ما راهگشاست. نه از جهت تطبیق با معصوم، بلکه اساسا سیره نبوی و ائمه یکی از راه‌های کشف حقیقت است. امیر مومنان علیه السلام در کشاکش جنگ جمل در پاسخ به کسی که به خاطر گم کردن حقیقت در میان غبار فتنه تصمیم بر پیمودن راه «عبدالله بن عمر» و «سعد ابن ابی وقاص» داشت – که هر دو عزلت پیشه کرده و نه به حق پیوستند و نه در جبهه باطل حضور پیدا کردند- فرمود: «در این صورت، مرتکب دو گناه شده‌ای! یکی این‌که باید حق را یاوری می‌کردی که نکردی و دوم این‌که باید به خذلان باطل اقدام می‌کردی که نکردی.» خواندن ادامه این مطلب »

 

خلوص یا خطای راهبردی؟

۲۵ آبان

سی سال از اولین انتخابات پس از پیروزی  انقلاب اسلامی می گذشت که دهمین انتخابات ریاست جمهوری با فضایی متفاوت برگزار شد. فضایی که در حاصل پولاریزه کردن کشور میان دو قطب موافقان دولت نهم و مخالفانش بود و هر دو سوی رقابت تلاش داشتند همه آحاد کشور را در یکی از دو سوی بازی یارگیری نمایند. که اگرچه انتخابات ۱۳۸۸ دستاوردهای مثبت بسیاری همچون ثبت رکورد بی نظیر مشارکت مردمی را در پی داشت اما یک آسیب بزرگ اجتماعی را نیز متوجه جامعه کرد. شکاف در میان جامعه اما متاسفانه در این دو قطبی خلاصه نگردید و در کمترین زمان در هر دو سوی رقابت تضادهای درونی آشکار گردید و هر یک از آنها خود به نزاع های بنیادی میان خویش مشغول شدند. مخالفان دولت اگرچه تا قبل از انتخابات همگی خود را سبزها می نامیدند اما به زودی در یک دسته بندی کلی خود به دو دسته تقسیم گشتند؛ آنها که معتقد به ضرورت فعالیت در چارچوب همین نظام اما با اصلاحاتی بودند و به نام اصلاح طلب خود را معرفی می نمودند و گروهی که اساسا به براندازی نظام معتقد بودند. بررسی منازعات شبکه های اجتماعی سایبری این گروه ها به خوبی نشان می دهد که هر یک از این گروه ها نیز در میان خود به صورت اساسی مرزبندی هایی تعریف کرده اند و حتی در بسیاری از مواقع توهین هر یک به دیگری مشهود است. خواندن ادامه این مطلب »

 
۱۲ دیدگاه

نوشته شده در دسته انتخابات, فتنه آينده

 

نگاهی کوتاه به سفرهای امام خامنه ای

۲۶ مهر

این روزها نگاه ها به سوی کرمانشاه است و خورشید انقلاب که هر صبحدر آن دیار طلوع می کند؛ بی مناسبت نیست در این مقطع نگاهی به سیر سفرهای امام خامنه ای داشته باشیم.
هفته اول دیماه ۱۳۶۹ بود که خبری در محافل سیاسی پیچید که رهبر معظم انقلاب، به منظور انجام دیدارهاى مستقیم با مردم و ‏مشاهده‏ى مسایل آنان از نزدیک، تصمیم به انجام مسافرتهایى به سراسر کشور، بویژه نقاط محروم گرفته‏اند. این موضوع اگرچه ‏درباره شخص امام خامنه ای مسبوق به سابقه در دوره ریاست جمهوری بود؛ اما در سابقه جایگاه حقوقی ایشان امری بدیع بود. به ‏زودی مشخص شد که اولین سفر با مقصد ایلام خواهد بود. ‏
‏« مردم ایلام، مردم بسیار عزیزى هستند و در دوران جنگ تحمیلى، آزمایش خیلى افتخارآمیزى دادند. هم در جنگ شرکت کردند، ‏هم مصیبتهاى زیادى را به خاطر بمبارانها و موشکبارانها تحمل کردند، هم صبر و استقامت زیادى در مقابل این مصایبِ وارد آمده از ‏سوى دشمن نشان دادند و مهاجرت نکردند، بلکه در شهرهایشان ماندند و هر وقت کار سخت شد، به همین کوههاى اطراف پناه بردند؛ ‏هرگز بارى بر دوش دولت نگذاشتند و یاران صمیمى امام(رضوان‏اللَّه‏تعالى‏علیه) بودند. من به این مردم علاقه دارم و فکر کردم که ‏مناسب است دیدارى از این مردم عزیز داشته باشم.» ‏
این جملات پاسخ رهبر فرزانه انقلاب به خبرنگاری بود که از علت سفر پرسیده بود. ایلام در حالی اولین مقصد سفرهای استانی ‏رهبر انقلاب اسلامی بود که امام خامنه ای در آخرین روزهای ریاست جمهوری هم سفری به ایلام داشتند. ‏
اما این سفرها یک تفاوت عمده با سفرهای پیشین داشت ، این سفرها بیش از آنکه اجرایی باشد از نگاه ارتباط با مردم، شناخت درد ‏آنها و یافتن معضلات مناطق دور از پایتخت رخ می داد تا کشتیبان نظام بتواند عناصر مربوطه را در مسیر درست راهنمایی نماید. ‏آنچنان که در همان سفر نخست؛ رهبری از دیدار رییس جمهور با ایشان قبل از سفر و همراهی معاون وی برای دریافت رهنمودها ‏در منطقه خبر می دهند.‏
دومین سفر رهبری به مناطق محروم کشور استان لرستان بود. رهبری در جمع بندی این سفرشان نیز فرمودند: «استان لرستان، یکى ‏از همان مناطق محروم است؛ من قبلاً هم این را مى‏دانستم. در این سفر هم با تحرکى در برخى از مناطق این استان و شنیدن گزارش ‏مسؤولان، با مشکلات این استان بیشتر آشنا شدم. البته مردم استان لرستان، یکى از شجاعترین و با اخلاصترین مردم سراسر کشورند؛ ‏یعنى در صحنه‏ى جنگ تحمیلى در طول هشت سال اینها از خودشان شهامت و وفادارى زیادى نشان دادند و شهداى بسیارى دارند و ‏رزمندگان زیادى از این‏جا به جبهه اعزام شدند… مردم لرستان، مردم کم‏توقعى هستند؛ لیکن شاید این، تکلیف را مضاعف هم بکند.»‏
سومین سفر به استان بوشهر بود که در اخبار این سفر مشخص گردید مقام معظم رهبری خارج از بودجه تعهد شده توسط دولت، ‏مبالغی را نیز جهت محرومیت زدایی از آن استان تقبل نمودند. ‏
چهار محال و بختیاری چهارمین سفر بود که در نیمه مهرماه ۱۳۷۱ انجام گردید.  این سفرها که در سرعت محرومیت زدایی مناطق مستضعف نشین کشور اثری به سزا داشت، از این سفر ‏رنگ و بوی عملیاتی  بیشتری یافت. تا آنجا که آیت الله العظمی خامنه ای در پایان این سفر فرمودند: « آقایان به من قول دادند ‏کارهایى را که تصمیم‏گیرى شده، از همین فردا شروع کنند؛ یعنى در سرتاسر این استان، همین فردا که روز شنبه است، تعدادى ‏کارگاه تجهیز مى‏شود و کار شروع خواهد شد.»‏
‏ ایشان همچنین خبر دادند که با این‏که کمال اطمینان را به مسئولین دارند از روند پیشرفت کارها به صورت منظم خبر خواهند گرفت. ‏رهبری در اغلب سفرهایشان از خصیصه های مردم نیز نکاتی را نقل می فرمودند: «لازم است از همین فرصت استفاده کنم و به ‏مردم عزیز چهار محال و بختیارى سلام بفرستم. من این دو، سه روزى که مهمان این مردم هستم، حقیقتاً احساس آرامش مى‏کنم. ‏صفاى این مردم و ذوقیّات و استعداد آنها، از جمله مواردى است که بسیار جالب است. بخصوص استعداد فرهنگى و ذوقیّات این ‏مردم، قابل توجّه است. اهل ادبیّاتند؛ اهل شعرند… حقیقتاً انسان از سطح فرهنگ این مردم لذّت مى‏برد. با این‏که سواد، سواد رسمى ‏نیست؛ اما روح فرهنگى و استعداد فرهنگى هست. آدم وقتى اینها را مى‏بیند، هزاران بار لعنت مى‏فرستد به آن خانهاى خبیث و ‏سلاطین خبیثتر از خانها، که سالهاى متمادى مردم را عقب نگه داشتند. این مردم را بى‏سواد و محروم نگه داشتند، ازشان استفاده ‏کردند و اینها را دوشیدند، بدون این‏که فایده‏اى بهشان برسانند. امیدواریم ان‏شاءاللَّه در دوران جمهورى اسلامى، جبران شود. البته ‏بخش زیادى از عشایر این کشور، بحمداللَّه، در دوران جمهورى‏اسلامى به سر و سامان نسبى رسیده‏اند. این‏جاها هم، ان‏شاءاللَّه باید ‏هرچه زودتر به سر و سامان برسد.»‏
در پایان این سفر نیز، مبلغ یک میلیارد تومان اعتبار از سوی مقام معظم رهبری برای محرومیت‌‌‌‌زدائی استان چهارمحال و بختیاری ‏اختصاص یافت که در آن زمان مبلغی قابل توجه جهت پیشرفت استان بود.‏
این سیر سفرها ادامه یافت و نقش تعیین کننده ای در محرومیت زدایی از کشور داشت. سفر به آذربایجان شرقی ۷۲، کهگیلویه و ‏بویر‌احمد ۷۳، مازندران ۷۴، آذربایجان غربی ۷۵،  خوزستان ۷۶، کرج ۷۶، خراسان بزرگ ۷۸، اردبیل ۷۹، مرکزی ۷۹، گیلان ‏‏۸۰، اصفهان۸۰، سیستان و بلوچستان ۸۱، زنجان ۸۲، قزوین ۸۲، همدان ۸۳، کرمان ۸۴، سمنان ۸۵ ، یزد ۸۶، فارس ۸۷، ‏کردستان ۸۸ و قم ۸۹ از جمله این سفرها بود.‏
اما سفرهای استانی رهبری منحصر به استانهای محروم نماند. برخی از سفرهای جنبه های دیگری را پوشش می دهد، اگر از سفر ‏سالیانه برای غبارروبی از آستان مقدس امام رضا صرف نظر کنیم؛ می توان به سفر ایشان به منطقه زلزله زده بم و سرکشی مجدد ‏دو سال بعد و بررسی پیشرفت بازسازی آن اشاره نمود. سفر به شلمچه در زمان برگزاری اردوهای راهیان نور، سفر به سواحل ‏خلیج فارس در زمان تهدیدات تو خالی آمریکا در منطقه مانور دشمن و سفر برای افتتاح طرح های بزرگ همچون ناوشکن جماران ‏اشاره نمود.‏
سفر به عسلویه در ابتدای سال جهاد اقتصادی برای تبیین مفهوم جهاد اقتصادی از جمله سفرهای متفاوت معظم له بود و سفر اخیر به ‏بندر عباس نیز از جمله سفرهایی بود که بیانگر بعد عاطفی برخی از این سفرها است. سفری که برای دیدار از خانواده های نیروی ‏دریایی سپاه که از تهران به این شهر منتقل شده بودند و در شرایط سخت تری از لحاظ آب و هوایی و دوری از خانواده قرار داشتند، ‏صورت گرفت.‏
اگر به دنبال روایتی متفاوت از این سفرها بودید هم می توانید کتاب “داستان سیستان” امیرخانی را بخوانید. کتابی که ‏نویسنده آن می گوید « تقریباً مطمئن بودم این کار، چاپ نخواهد شد! فکر می‌کردم شاید به‌عنوان یک‌سری خاطرات و سفرنامه‌ی ‏شخصی برای خودم و برخی از دوستانم- با انتشار غیر رسمی- مطرح باشد. اصلاً در دورانی این اتفاق افتاد که فکر می‌کردم کار من ‏شاید فقط یک مخاطب داشته باشد: خود آقا؛ که شاید این نوع نگاه برایشان جذاب باشد! برای همین توانستم خودممیزی را کنار بگذارم. ‏از آن طرف کار دچار ممیزی بیرونی هم نشد؛ حتی جمله‌ای از آن.»‏

یکی از این روایات را نیز از سفر امام خامنه ای به چهار محالل و بختیاری در شماره ۷۲۶ هفته نامه شما منتشر کرده ایم که خواندنی است. (+ و +)

 
۱۴ دیدگاه

نوشته شده در دسته امام خامنه‌اي

 

فرصت های ما در بحران اقتصادی غرب

۱۴ مهر

دورنمای زلزله مجدد در ارکان اقتصاد لیبرالیستی غرب، یکی از دغدغه های مهم این روزهای رسانه های حافظ منافع اقتصاد آزاد به عنوان هسته مرکزی ایدئولوژی لیبرال دموکراسی غربی است. حتی کسانی که اعلام ورشکستگی ها و سقوط بورس های غربی را حاصل یک سناریو برای چپاول ثروت دیگر ملتها می دانند نیز اذعان دارند که سقوط اقتصاد غرب یک حقیقتی است که فراتر از تحولات بورس و نرخ های ارز و نفت و طلا در حال تحقق است. خواندن ادامه این مطلب »

 
۱۲ دیدگاه

نوشته شده در دسته جهاد اقتصادي

 

شرط کمال بیداری اسلامی

۲۷ شهریور

امام خامنه ای در حلقه اندیشمندان جهان اسلامیکی از اندیشمندان لبنانی به تازگی گفته است فقدان رهبری دینی خطری است که موج بیداری کشورهای اسلامی را تهدید می‌کند و بدون آن ممکن است حرکت مسلمانان به انحراف رود. این سخن او چندان تازگی ندارد و مشابه او اندیشمندان متعددی در جهان اسلام این خطر را متذکر شده اند. بسیار شنیده می‌شود که باید رهبری چون امام خمینی (ره) که مورد قبول مردم است، در این کشورها وجود داشته باشد تا بتواند این حرکت را در مسیر درست نگه دارد اما در میان این سخنان یک حقیقت مکتوم است؛ آیا ضروری است که رهبری این انقلاب‌های مردمی حتما از نژاد و قومیت همان منطقه جغرافیایی باشد؟

این بیداری‌ها همگی یک وجه تشابه دارد و آن اتکای بر معارف اسلام است. بیداری در کشورهایی رخ داده است که همگی به عنوان کشوری اسلامی شناخته می‌شوند و در تعالیم نبی گرامی اسلام، تعصبات قومی و قبیله‌ای راه ندارد. نهضت نبی مکرم اسلام که بخش عمده‌ای از جهان را در سالهای حیات پر برکت ایشان و پس از آن متاثر ساخت، متکی بر معارفی زیبا بود که بشریت را مجذوب خود می‌ساخت و یکی از نخستین معارف موثر در تبلیغ اسلام؛ نفی تعصبات نژادی بود. امروز نیز با رد نمودن تعلقات عربی عجمی و تعصبات ملی گرایانه و پایبندی به شعارهای ناب محمدی می‌توان بدین نتیجه رسید که وجود رهبری واحد بیداری اسلامی را در منطقه سرعت می‌بخشد. بیداری اسلامی با رجوع به این اصل درخشان می‌تواند قدرتی مضاعف یابد و ملت‌های متکثر در قالب امت واحده اسلامی موجی عظیم‌تر فراهم نمایند. خواندن ادامه این مطلب »

 

کاش مشایی سخن بگوید!

۱۶ شهریور

سال گذشته در همین ایام بود که از تعدادی از چهره‌های صاحب نظر برای ابراز دیدگاه در خصوص محورهای سخنرانی رییس جمهور در سازمان ملل در کارگروهی دعوت به عمل آمده بود. در آن جلسه نویسنده نیز برای شاگردی در محضر برخی اساتید حاضر گشته و شاهد بودم که اداره جلسه بر عهده مهندس مشایی است. خواندن ادامه این مطلب »

 
۲۲ دیدگاه

نوشته شده در دسته گروه انحراف